روانشناسی

چگونه شکست هایمان را به موفقیت تبدیل کنیم؟

همه افراد در زندگی خود فراز و نشیب‌های بسیاری را تجربه کرده ‎اند.وقتی با مانعی روبرو می‌شوید، تلاش کنید تا آن را به موقعیتی دوباره تبدیل کنید. شاید نتوانید شکست در زندگی خود را  به درستی توجیه کنید.  گاهی شکست‌ ها فرصت‌های مخفی برای موفقیت هستند. بنابراین جنبه مثبت آن را در نظر داشته باشید.  این دیدگاه به شما این انگیزه را می‌دهد که در آن شرایط خوب عمل کنید و آن را یک بن بست ندانید.

در ادامه با رویکردهایی آشنا می‌شوید تا با به‌کارگیری آن‌ها، بتوانید راحت‌تر شکست‌ ها و تجربیات تلخ گذشته را پست‌سر گذاشته و آن‌ها را بپذیرید:

شکست

۱-هیچ چیز بی‌دلیلی در زندگی شما رخ نداده است:

به گذشته نگاه کنید؛ حتما در زندگی سختی‌ها و شکست‌ هایی داشته‌اید که بعد از آن پاداش یا نکته‌ای برای آموختن در انتظار شما بوده است.
حالا با این فرض و معنا زندگی کنید که هر چه در گذشته در زندگی شما رخ‌ داده و اکنون در حال وقوع است؛ بی‌دلیل نبوده است.

شکست

این تفکر و معناگرایی باعث می‌شود کمتر در هنگام سختی‌ها و شکست های ناگوار، خودتان را آزار دهید و صبور و امیدوار باشید تا روزهای سخت بگذرند. اینکه از دلایل اتفاقات اکنونِ خود، بی‌خبر هستید؛ به این معنی نیست که دلیلی ندارند؛ منتظر باشید تا دلایل بر شما آشکار شوند.

۲-نقاط ضعف خود را به خدمت بگیرید:

پذیرش بی‌قید و شرطِ خویشتن به معنی این نیست که من باید بی‌نقص باشم تا بتوانم خود را بپذیرم. زیرا ابتدا باید به بودن و هستی خود افتخار کنم تا همان نقص‌های قابل رفع خود را بردارم.

ممکن است شما از رفتارتان ناراضی باشید اما داشتن احساس بد، نسبت به خودتان نمی‌تواند باعث شود نقاط ضعف خود را بردارید. پس به جای جنگ با نقص‌های خود، با ارزش قائل شدن برای آنچه واقعا هستید، تلاش کنید نقاط ضعف خود را از میان بردارید.
اگر هم واقعا قابل رفع نیستند؛ آن‌ها را به خدمت بگیرید! مثلا اگر نتوانسته‌اید با وسواسی بودن خود کاری کنید؛ آن را در کارهایی که نیاز به نظم و انضباط زیاد دارند به کار بگیرید. حتما دیده‌اید افرادی که حتی با نقص‌های ژنتیکی توانسته‌اند با کمک دیگران در استعدادی خاص، ممتاز باشند و هیچگاه خود را شکست خورده و بازنده ندانند.

۳-نقش قربانی را به خالق تغییر دهید:

شرایط بد خود را اِنکار نکنید اما به این فکر کنید که من چگونه می‌توانم خالق شرایط بهتری باشم؟ قربانی بودن از این برمی‌آید که شما خود را بی‌اختیار و گرفتار در وضعیتِ بد خود بدانید. اما به این فکر کنید من به چه دلیلی خود را در این وضعیت بد نگه داشته‌ام؟

شکست
حتی اگر نمی‌توانم شرایط بد خود را متحول کنم؛ چه پاسخ و واکنش فعال و کارآمدی، می‌توانم نسبت به موقعیتم انتخاب کنم؟ چگونه می‌توانم خود را خوشحال کنم و با همین شرایط به موفقیت برسم؟ اختیار و کنترل احساسات، تفکرات و زندگی خود را کجا به دیگران واگذار کرده‌ام؟ این نگرش، نگرش یک انسان خالق است نه قربانی!

۴-در دنیای خود اولین و بهترین باشید:

اینکه دیگران چقدر بهتر و برتر از شما هستند مهم نیست! مهم این است شما با ویژگی‌های منحصر بفرد خود، چقدر می‌توانید در دنیای خود، بهترین باشید. وقتی بخواهید در دنیای خودتان بهترین و اولین باشید کیستی و چیستی شما مهم‌تر از چه کاره بودن شما خواهد شد و نظر دیگران دیگر ملاک ارزشمندی شما نخواهد شد.

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن