سبک زندگی

نقل قول‌هایی از پیتر دراکر؛ پدر مدیریت مدرن جهان

پیتر دراکر، کارشناس حوزه‌ی کسب و کار و موفقیت، اولین فعالیت رسمی خود را در نوشتن در سال 1942 میلادی آغاز نمود. نوشته‌هایی که او را به جنرال موتورز (General Motors) رساند.

تمامی نوشته‌های پیتر دراکر در مدت 70 سال، روی رابطه‌ی انسان‌ها تمرکز داشته است. کتاب‌های او حاوی تجربیاتی است که به سازمان‌ها یاد می‌دهد چطور بهترین عملکرد را از کارمندان شان دریافت کنند و کارمندان نیز چگونه در جامعه‌ی مدرن سازمان و شرکت‌های بزرگ به احساس افتخار و تعلق خاطر برسند.

پیتر

پیتر دراکر به تاثیر فوق‌العاده کار ذهنی در مقابل کار فیزیکی، تاکید داشت. منبع الهام او در این حوزه، کارمندانی بودند که در بعضی موضوعات خیلی بیشتر از همکاران و مدیران خود می‌دانستند، اما به ناچار در سازمانی مشغول به کار بودند.
او به جای پذیرفتن این مساله به عنوان پیشرفت بشری، با تحلیل مساله اعلام کرد که این نکته سیاست‌ها و استراتژی‌های کنونی اداره‌ی سازمان‌ها را به چالش وامی‌دارد.

نقل قول‌های پیتر دراکر

1-مدیریت دانش:

ما به‌ندرت در می‌یابیم از چه نعمت‌هایی محروم هستیم. در آینده باید یاد بگیریم متعلق به کجاییم، برای بهره‌وری بیشتر از توانایی‌هایمان چه چیزی بیاموزیم، نقاط قوت، ارزش‌ها و قابلیت‌هایمان را بشناسیم، همچنین به ویژگی‌های ذاتی مان پی ببریم: آیا همراه با دیگران بهتر کار می‌کنم یا به تنهایی؟ نتیجه‌ی من و فعالیت‌هایم چیست؟

مدیریت دانش یعنی مدیریت خود

2-انگیزه:

تنها انگیزه‌ی بهره‌وری و اثربخشی بیشتر، اخلاقی و معنوی است، نه مالی.

3-منافع جمعی:

جامعه‌شناسان جمع‌گرای نسل قبل باعث نابودی خود شده‌اند، زیرا هیچ ارزشی برای منافع جمعی قائل نبودند. هرچند تعداد آن‌ها در جوامع زیاد بود، اما قادر به حفظ جامعه نبودند، چه برسد به خلق جامعه.

4-مدیریت:

کسی که به جای توانایی‌های افراد روی نقاط ضعف‌شان تمرکز می‌کند، هرگز نباید در مقام مدیریت قرار بگیرد.

5-سازمان بیمار:

به سازمانی بیمار می‌گویند که به ارتقاء بیش از موفقیت اعضایش و به دوری از اشتباه بیش از مخاطره پذیری اهمیت می‌دهد؛ سازمانی که برای مقابله با نقاط ضعف بیشتر از تقویت نقاط قوت و برای رابطه‌ی خوب افراد بیشتر از عملکرد و موفقیت‌شان ارزش قائل است. وقتی «پیاده‌سازی» با «انجام دادن» و «رسیدن به نتیجه‌ی قطعی» با «تمام کردن» جایگزین شود، یعنی سازمان بیمار است.

6-ارزش معنوی:

انسان‌ها به دنبال دریافت ارزش‌های معنوی هستند، زیرا فقط با تکیه بر این باور که بشر موجودی زیستی و جسمانی بوده و دارای هویتی معنوی است، می‌تواند موقعیت فعلی خود را پشت سر بگذارد.

7-اشتیاق و تعهد:

از باارزش‌ترین جنبش‌های افراد تحصیلکرده که طی عمر من اتفاق افتاد، اشتیاق و تعهد آن‌ها به اقدامات عملی است. خیلی از افراد تنها با کمک اقتصادی به رضایت نمی‌رسند، بلکه نیاز دارند کاری انجام دهیم. به همین خاطر ارائه‌ی خدمات رایگان و داوطلبانه به‌طور چشمگیری افزایش یافته است. کسب و کارها خود به خود رکود را دور نمی‌زنند، دولت‌ها هم همینطور.

8-اقتصاد دانش بنیان:

اقتصاد دانش‌بنیان روی کارمندان دارای دانش تکیه دارد. بیشترین پیشرفت در کارشناسان علوم مختلف چون طراحان نرم‌افزار، تحلیل‌گران آزمایشگاه‌های پزشکی، کارشناسان تولید، کارشناسان حقوقی و… به‌وجود خواهد آمد. این‌گونه نیست که آن‌ها حتما دستمزد بیشتری بگیرند، اما آن‌ها خود را فردی حرفه‌ای می‌پندارند. همان گونه که در قرن بیستم، کارگران یدی، نیروهای اجتماعی و سیاسی بنیادین بودند، در دهه‌های آتی نیز متخصصان دانش نیروی محرکه‌ی اصلی اجتماعی و سیاسی خواهند بود.

پیتر

9-انسان، موجودی اجتماعی:

انسان موجودی اجتماعی است. بدون وجود اجتماعاتی برای رسیدن به اهداف سازنده، جوامعی مخرب خواهیم داشت. تنها بخش جامعه شناختی، یعنی سازمان‌های غیردولتی و غیرانتفاعی توانایی خلق آنچه نیاز داریم را دارند؛ یعنی جوامعی برای تمام شهروندان. آنچه در قرن بیست و یکم بیش از همه نیازمند آن هستیم، رشد فزاینده برابر در بخش غیر انتفاعیِ اجتماعات در حال شکل گیری در محیط تازه‌ای است که بُعد جامعه‌شناختی در آن غالب است و به آن شهر می‌گوییم.

10-هدف:

تنها یک تعریف دقیق برای هدف کسب و کار وجود دارد و آن خلق مشتری است.

11-کارگران به توانایی نگاه کردن به موقعیت از زاویه‌ی دید مدیر نیاز دارند:

به این صورت کارگر موقعیت و نقش خود را می‌بیند و با درک نقشش به درک کلی وضعیت می‌رسد. این نوع نگرش هیچ ارتباطی به داده‌ها، دوره‌های آموزشی یا ابزار مشابه ندارد، بلکه هر فرد باید در طول کار به درک واقعی از «کل» برسد.

12-دانش‌ورزی:

اگر شوالیه‌های جوامع قرون وسطی و بورژواهای طبقه‌ی متوسط دوران سرمایه‌داری، از نمونه‌های بارز و افتخارآمیز هستند، در جامعه‌ی پساسرمایه‌داری، افراد تحصیلکرده نماینده‌ی جامعه‌ای هستند که دانش نیروی اساسی آن است.

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن