ادبیداستان کوتاه

داستان کوتاه عاشقانه ی عروس مرداب اثر نیلوفر نوروزی 

دانلود pdf رایگان داستان عروس مرداب

داستان کوتاه عاشقانه ی عروس مرداب اثر نیلوفر نوروزی 

خلاصه داستان کوتاه عروس مرداب :

داستان کوتاه عاشقانه ی عروس مرداب درباره‌ی زندگی دختر ۲۰ ساله‌ای که دلباخته‌ی یک خواننده است
عشقی که سرتاسر وجودش را فرا گرفته بود. در این میان پسر جوانی وارد زندگی وی می‌شود که با هزاران حیله و نیرنگ خانواده‌اش را تحت تاثیر قرار می‌دهد و دختر را مجبور می‌کند که به این ازدواج اجباری تن بدهد.
دختری با روحیات لطیف و شکننده که از غمِ نرسیدن به یار، دنیایش را مرگ می‌پوشاند.
و این گونه است سرانجام عشقی که به وصال نرسد. دختری که دنیایش همان یک نفر بود، مجبور به ازدواج با یک پسر جوان چشم رنگی که چشم‌های سبز منفوری دارد، می‌شود و دنیایش به هم می‌ریزد.

بخشی از داستان کوتاه عروس مرداب :

چشم‌هایم را باز و بسته می‌کردم، خدای من! این انسان است یا فرشته؟ نمی‌توانستم پلک بر هم بزنم.
لبخندش، لبخند دل‌ربایش؛ لبخندی که قلبم را اسیر او کرد!
با آن صدای مردانه‌اش مرا خطاب کرد، نامم را که بر زبان آورد؛ دلم غنج رفت‌.
از خجالت سرم را پایین انداختم؛ از گونه‌های سرخم که از خجالت گلگون شده بودند بهتر است چیزی نگویم.
لحظه‌ی خداحافظی با دلدار و دوستِ خوش نامش، برای اولین بار، چشم‌هایم به اشک نشست؛ چشمان درشتی که لبریز از مروارید‌های اشک شده بود.
از او فاصله گرفتم، لبخند که می‌زد دو طرفِ گونه‌هایش دو خط صاف می‌افتاد، که دلم را بدجور دیوانه می‌کرد.
از مُحَوطه‌ی برج میلاد خارج شدم و به سمتِ خیابان راه افتادم، باد به چادرم می‌زد و چادرم در باد می‌رقصید، چادر سیاهی که تنها همدم این دلِ بی‌قرارم بود.
هندزفری‌ام را داخل گوش‌هایم قرار دادم و موزیک مورد علاقه‌ام را پخش کردم:

-تو که شعری روی لبم
تو که ماهی تو هر شبم
چرا یادت فراموشم
که خیالت رو می‌پوشم
غم دنباله دارِ من
خالیه جات کنار من
تو همونی که بخاطرت می‌بُرم از همه
دوری ازم اما جات تو دلم محکمه
عشقه دیگه خاصیتش بارونه نم نمِ
دلم بی‌قراری می‌کرد، دیوانه‌بازی در می‌آورد!

دانلود pdf رایگان داستان عروس مرداب

نام داستان کوتاه : عروس مُرداب
نام نویسنده : نیلوفر نوروزی
ژانر : عاشقانه / غمگین

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن