ادبیشعر

شعر من با نخستین نگاه تو آغاز شدم از شاملو

شعر احمد شاملو

شعر من با نخستین نگاه تو آغاز شدم از شاملو

کوه، با نخستین سنگ ها آغاز می شود

و انسان با نخستین درد

درمن زندانی ستمگری بود

که به آواز زنجیرش خو نمی کرد

من با نخستین نگاه تو آغاز شدم

بگذار چنان از خواب بر آیم

که کوچه های شهر حضور مرا دریابند

دستانت آشتی است و دوستانی که یاری می دهند

تا دشمنی از یاد برده شود

تا در آیینه پدیدار آیی

عمری دراز در آن نگریستم

من برکه ها و دریاها را گریستم

ای پری وار درقالب آدمی

که پیکرت جز در خلواره ی ناراستی نمی سوزد

حضورت بهشتی است

که گریز از جهنم را توجیه می کند

دریایی که مرا در خود غرق می کند

تا ازهمه ی گناهان ودروغ شسته شوم

وسپیده دم با دستهایت بیدارمی شود

احمد شاملو    

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن