سبک زندگی

زندگی نامه لیزی ولاسکوئز زشت ترین و قدرتمندترین زن دنیا

لیزی ولاسکوئز (Lizzie Velásquez) که زمانی به او لقب «زشت‌ ترین زن دنیا» را دادند تصمیم گرفت شرایط را به نفع خودش تغییر دهد و به همه نشان بدهد که شما را آن‌ چیزی تعریف می‌ کند که خودتان انجام می‌ دهید و می‌ خواهید.

لیزی مبتلا به نوعی سندرم نادر و ناشناخته است که به‌ جز او فقط دو نفر دیگر در دنیا به آن مبتلا هستند. بدنش صفر درصد چربی دارد و هرگز، هرچقدر هم که غذا بخورد، چاق نمی‌ شود. او هرگز بیش از ۲۹ کیلوگرم وزن نداشته است.

او از چشم راست نابیناست و این نابینایی از چهارسالگی آغاز شد. دید چشم چپش هم چندان واضح نیست. با این حال همواره سعی می‌ کند نکات مثبت خودش و شرایطش را ببیند و بر آنها تأکید کند. بنابراین چاق‌ نشدن یا کوچک‌ بودن بیش از اندازه‌ ی بدنش را مفید می‌ داند و هرگز نمی‌ گوید یک چشم من نابیناست، بلکه می‌ گوید من دنیا را با یک چشم می‌ بینم و این هیچ ایرادی ندارد. چون در عوض وقتی لنز می‌ خرم به جای پول یک جفت باید پول یکی را بدهم!

کتاب لیزی ولاسکوئز

او در رشته‌ ی مطالعات ارتباطات از دانشگاه تگزاس فارغ‌ التحصیل شده و تاکنون دو کتاب منتشر کرده و سومین کتابش در دست تحریر است. کتاب نخست او زندگی نامه خودش، با عنوان «لیزی زیبا؛ داستان لیزی ولاسکوئز» (Lizzie Beautiful; The Story of Lizzie Velásquez) است که در سال ۲۰۱۰ به دو زبان انگلیسی و اسپانیایی منتشر شد. کتاب دومش با عنوان «زیبا باش، خودت باش» (Be Beautiful, Be You) در سال ۲۰۱۲ منتشر شد و مضمونش آگاه‌ سازی مردم از این موضوع است که زیبایی ظاهری مهم نیست و هرکس باید برای آن‌ کسی که هست خودش را دوست داشته باشد.

 خاطرات لیزی

خودش را مدیون مادرش می‌ داند که این جرئت و اعتماد به‌ نفس را در او ایجاد کرده که حالا مقابل تماشاچیانش بایستد و بگوید زندگی سختی داشته ولی به آنچه به دست آورده می‌ ارزیده است.

او می‌ گوید من ۱۵۰درصد عادی بزرگ شدم. آن‌ قدر عادی که وقتی به مهدکودک رفتم هیچ تصوری از این نداشتم که چهره‌ ام با کودکان دیگر فرق دارد. در نخستین روز مدرسه وقتی به سراغ اولین کودک نزدیکش می‌ رود او چنان واکنشی نشان می‌ دهد گویا وحشتناک‌ ترین هیولای عمرش را دیده. اما واکنش لیزی این بوده که «من که بچه‌ ی بامزه‌ ای هستم، این دختره چقدر بی‌ ادبه!».

راز موفقیت لیزی

لیزی به این نتیجه می‌ رسد که داشته‌ هایش باید او را تعریف کنند نه نداشته‌ هایش؛ یک چشمش نمی‌ بیند، در عوض چشم دیگرش می‌ بیند. خیلی زود به‌ زود مریض می‌ شود، در عوض موهای خوبی دارد. همان‌ جا تصمیم می‌ گیرد برای اثبات خودش به دیگران هرکاری می‌ تواند بکند تا از هر جهت آدم بهتری شود؛ چون به نظرش بهترین راه برای جواب‌ دادن به آن آدم‌ ها این بود که نکات منفی حرف‌ هایشان را بگیرد، برعکس کند، و از آنها نردبانی برای رسیدن به اهدافش بسازد. لیزی تصمیم گرفت به دانشگاه برود، درسش را تمام کند، مجموعه‌ ای از سخنرانی‌ ها را برای انگیزه‌ بخشیدن به مردم آغاز کند، و کتابی بنویسد. حالا او همه‌ ی این کارها را کرده و برای مردم از راه‌ های موفقیت می‌ گوید و از رازهای زیبا بودن و خوشحال‌ بودن در زندگی…

زندگی نامه لیزی ولاسکوئز زشت ترین و قدرتمندترین زن دنیا

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن