روانشناسی

طلاق عاطفی

رابطه ضعیف در ارتباط عاطفی زن و شوهر

رابطه ضعیف در ارتباط عاطفی زن و شوهر به سردی رابطه روحی، جسمی، عاطفی و حتی کلامی که یک زوج می توانند با هم داشته باشند منجر می‌شود.

کناره‌گیری جسمی، نداشتن روابط جسمی، کلامی و جنسی ارضاء کننده و نوازشگر از نشانه‌های روشن طلاق عاطفی است.

این مسئله معمولا وفاداری زوجین را تحت تأثیر قرار داده و ممکن است آنها را به سمت روابط خارج از ازدواج سوق دهد.
به مرور زمان وجود این مشکلات در یک رابطه باعث بی مهری و کم شدن محبت در خانواده و در نتیجه طلاق عاطفی می‌شود.
این افراد از لحاظ روحی و جسمی از یکدیگر فاصله می گیرند هر کدام در خلوت و افکار خود دیگری را متهم می کنند.
درک نکردن صحیح رفتار و گفتار یکدیگر، نداشتن شناخت کافی از روحیات طرف مقابل و عاقبت بی علاقگی و سردی نسبت به شریک زندگی خود، دست به دست هم می دهد تا یک طلاق عاطفی را در زندگی زوج ها به وجود بیاورد.

نشانه‌های طلاق عاطفی :

1. طلاق عاطفی باعث می‌شود زوجین تمایلی برای ماندن در خانه نداشته باشند  و اکثر اوقات منزل را به بهانه رفتن به خانه دوست خود ترک کنند و این می‌تواند روشن‌ترین نشانه طلاق عاطفی باشد.

2. دیگر گله و شایت نمی‌کند اگر قبلا هر اختلاف نظر باعث جر و بحث بین دو طرف میشد و شاید ادامه این بحث باعث میشود نسبت به آن موضوع یا مشکل متقاعد شود و توقعات خود را کاهش دهند اگر الان دیگر تحت هیچ شرایطی بحثی گله ای شکایتی نمیکند و ترجیع میدهد سکوت کند این ها نشانه بی تفاوتی و دل سردی است.

3. نداشته رابطه جنسی، عاطفی،  نوازش و حتی  ارضاء کننده  کمرنگ شدن این موارد باعث میشود وفادرای دو  طرف نسبت به یکدیگر کمرنگ و کم رنگ تر شود و به مرور زمان باعث میشود آنها را به سمت روابط خارج از خانه سوق دهد.

4. شاید در نگاه اول به زندگی زوج‌های موفق و عاشق به این نتیجه برسیم که فرزندان در اولویت هستند. اما واقعیت این است که در زندگی و رابطه موفق زناشویی فرزندان در اولویت دوم قرار دارند.

5. تمرکز کردن روی نقاط ضعف همدیگر، در واقع به جای اینکه نقاط قوت و خوبی های یکدیگر را ببنید سعی میکنند با گوش زد کردن نقاط ضعف اعتماد به نفس طرف مقابل را کاهش دهند. در این حالت اختلاف ها و دعوا ها پررنگ تر میشود.

6. نسبت به یکدیگر بی‌اعتماد می‌شود.

 

طلاق عاطفی
طلاق عاطفی

 

دلیل  به وجود آمدن طلاق عاطفی چیست؟

طلاق عاطفی معمولاً از شکایت و گله گذاری زوج ها نسبت به هم شروع می شود، انتظاراتی که از یکدیگر دارند و  به زبان آورده می شود ولی تحقق نمی یابد. به نیازها و خواسته های دیگری اهمیت نمی دهند طوری که انگار زن و شوهر یکدیگر را می بینند ولی صدای هم را نمی شوند و به وجود یکدیگر تنها عادت کرده اند.
در مرحله بعد دعوا میان دو طرف رخ می دهد و انتظاراتی که قبلاً به آرامی مطرح می شد حالا با فریاد و داد و بیداد بیان می‌شود و آرامش و عشق ابتدای رابطه جای خود را به خشم می دهد.
طلاق عاطفی باعث می شود میزان اعتماد زوجین  به یکدیگر کم شده و نسبت به یکدیگر دچار سوء تفاهم شوند و به انواع بیماری های روانی و روحی دچار می شوند. در طلاق عاطفی زوجین هیچ گونه حس، نشاط و درک نسبت به هم ندارند.

و در واقع به اجبار زیر یک سقف زندگی می کنند ممکن است یکی از دلایل این باشد که زن به دلیل فشار اقتصادی و نداشتن در آمد کافی یا ترس دوری از فرزند خود یا بدلیل فرهنگ جامعه و حتی فشار خانواده نمی تواند طلاق بگیرد در چنین شرایط زن و شوهر مجبورند بدون هیچ تفاهم و حسی نسبت به یکدیگر زیر یک سقف زندگی کنند.

بیماری جسم و روح

شخصی که دچار طلاق عاطفی  شده به خود و سلامت فردی خود اهمیت نمی‌دهد و حتی به سلامت دیگر افراد خانواده نیز اهمیت کمتری می‌دهد. و گمان دارد که نسبت به اعضای دیگر خانواده هیچگونه مسئولیتی ندارد.

اگر این شخص خانم باشد بی میلی او در برابر نظافت خانه و رسیدگی در اموری که به او مربوط است کند تر و ضعیف تر می‌شود. اگر آن شخص مرد باشد آن هم نسبت به کار کردن و وظایف خود سردتر می‌شود در هر صورت باعث می شود هر دو دچار آشفتگی روحی و ذهنی شوند. و به مرو زمان باعث میشود آنها رغبتی برای شاد بودن یا حضور در جشن و مهمانی ها نداشته باشند و ترجیح دهند همیشه تنها بماند و این تنهایی باعث میشود دچار بیماری افسردگی شودند. و اگر به این مرحله برسند عملا کنترل شرایط و بازگشت به قبل بسیار سخت و گاها امکان پذیر نمی‌باشد.

مهم ترین راهکار برای درمان مشکل طلاق عاطفی

اول از همه پایین آوردن توقعات زوجین است. آنها باید سعی کنند توقعات بالا و غیر ممکن خود را کاهش دهند و همین کار باعث احساس آرامش و اطمینان به طرف مقابل می‌شود. در حالی که توقعات بالا، زوجین از یکدیگر جدا می کند و باعث سوء تفاهماتی غیر واقعی میان آن ها می شود باید اوضاع را به گونه ای تغییر دهید که دو طرف احساس کنند می توانند به یکدیگر تکیه کنند.

روش بعدی مراجعه  زوجین به مشاور  است.

 

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن