ادبیشعر

شعر احمد شاملو به نام مرثيه

شعر شاملو در مرگ فروغ

شعر احمد شاملو به نام مرثيه

به جست و جوی تو
بر درگاه ِ كوه ميگريم
در آستانه دريا و علف

به جستجوي تو
در معبر بادها مي گريم
در چار راه فصول
در چار چوب شكسته پنجره ای
كه آسمان ابر آلوده را
قابي كهنه مي گيرد

به انتظار تصوير تو
اين دفتر خالي
تاچند تا چند
ورق خواهد زد؟

جريان باد را پذيرفتن
و عشق را
كه خواهر مرگ است

و جاودانگی رازش را با تو درميان نهاد

پس به هيئت گنجی در آمدی
بايسته وآزانگيز
گنجی از آن دست
كه تملك خاك را و دياران را
از اين سان دلپذير كرده است

نامت سپيده دمي است كه بر پيشاني آفتاب مي گذرد
متبرك باد نام تو

و ما همچنان دوره مي كنيم
شب را و روز را هنوز را

شاملو

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن