ادبیشعر

شعر بیدل دهلوی “موج پوشید روی دریا را “

موج پوشید روی دریا را ، پردهٔ اسم شد مسما را

شعر بیدل دهلوی “موج پوشید روی دریا را “

موج پوشید روی دریا را
پردهٔ اسم شد مسما را
نیست بی‌ بال اسم پروازش
کس ندید آشیان عنقا را
عصمت حسن یوسفی زد چاک
پردهٔ طاقت زلیخا را
می‌ کشد پنبه هر سحر خورشید
تا دهد جلوه داغ دل ها را
جاده هر سو گشاده است آغوش
که دریده‌ ست جیب صحرا را
شعلهٔ دل ز چشم تر ننشست
ابر ننشاند جوش دریا را
آگهی می‌ زند چو آیینه
مُهر بر لب زبان‌ گویا را
قفل‌ گنج زر است خاموشی
از صدف پرس این معما را
بیدل ار واقفی ز سرّ یقین
ترک‌ کن قصهٔ من و ما را

بیدل دهلوی

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن