ادبیدلنوشته

دلنوشته ی شاملو”فراقی”

دلنوشته ی ادبی

دلنوشته ی شاملو”فراقی”

چه بی‌تابانه می‌خواهمت ای دوری‌ات آزمون تلخ زنده‌ به گوری!
چه بی‌تابانه تو را طلب می‌کنم بر پشت سمندی ،گویینو زین که قرارش نیست
فاصله تجربهای بیهوده است بوی پیرهنت این‌جا و اکنون.
کوه‌ها در فاصله سردند دست در کوچه و بستر حضور مأنوس دست تو را می‌جوید و به راه اندیشیدن یأس را رج می‌زند
بی‌نجوای انگشتانت فقط و جهان از هر سلامی خالی‌ست

شاملو

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن