ادبیرمان

رمان عاشقانه ی “تو فراموش و تو یادی” اثر زهرا بیگدلی

خلاصه رمان:

داستان دختر زجر کشیده ای به نام کژال با قلبی تلنبار شده از درد،
اتابک، مردی از عشق به جنون کشیده و فرهان با یک راز بزرگ در سینه که تمایل دارد مرهمی باشد بر دردهای کژال.
اما کاش کژال بجنگد، بتواند، بخواهد که بشود …

در بخشی از رمان می خوانیم:

صدای خنده ی جمع بلند شد و روی اعصاب کژال سمباته کشید.
دلش خواست همه ی هم کلاسی هایش که دل به دل فرهان داده بودند
و در این راه بچگانه و مسخره ای که در پیش گرفته بود همایتش می کردند را با دست های خود خفه کند!
در نظرش لودگی های فرهان اصلا بامزه و خنده دار نبود و فرهان پسری احمق بود که از سن و سالش خجالت نمی کشید.

اشتباه گرفته بود با کشیده شدن نگاه فخرآبادی سمتش، این بار دلش خواست زمین دهان باز کند و او را برای همیشه
ببلعد و از این مضحکه شدنش در دانشگاه خلاصش کند …
صدای کلفت و خشن استاد از همیشه هم بدتر شده بود …
خانم بابایی می تونید تشریف ببرید …
کاسه ی چشم هایش از بدبینی و قضاوت عجولانه ی فخرآبادی و تحمل این حجم از آبروریزی لبریز از اشک شد
و حتی نتوانست برای دفاع از خود، کلامی به زبان بیاورد.

نگاه پر از ناراحتی اش را به فرهان داد بلکه از کارش خجالت بکشد
ولی در ازایش لبخند و چشمکش نصیبش شد.
کوله اش را بر داشت و به چشم های سونیا که برایش نگران و بیتاب بود نگاهی انداخت
و بی حرف از روی صندلی بلند شد.
و درحالی که بغض و ناراحتی سینه اش را به تنگ آورده بود، از بین صندلی ها سمت در راه افتاد …
صدای اعتراض چند تا از دانشجوها بلند شد …

دانلود pdf رمان تو فراموش و تو یادی

نام رمان : تو فراموش و تو یادی

نویسنده رمان : زهرا بیگدلی
تعداد صفحه رمان : 461
برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن