روانشناسیسلامت و تندرستی

چرا در زندگی بی تفاوت میشویم؟

دلیل بی احساس شدن افراد در زندگی

بی تفاوتی یک نوع بیماری و حالت روحی است که شما را نسبت به همه چیز بی اعتنا (بی تفاوت) و سرد می کند. ممکن است گریه دوست تان را ببینید ولی هیچ حسی نداشته باشید و یا در خصوص آینده تان احساس ناامیدی کنید و یا نسبت به رویداد های مختلف هیچ احساس خاصی نداشته باشید. این روند می تواند به نوعی اختلال استرس پس از ضربه باشد.
زمانی که افراد آسیب هایی مانندزمانی که جنگ زده می شوندویا موردتجاوزجنسی قرار میگیرند ویا یک فاجعه طبیعی را تجربه می کنندممکن است ازنظر عاطفی آسیب ببینند.

برخی از این افرادممکن است نوعی اختلال به نام اختلال استرس پس ازضربه را تجربه کنند.
این اختلال میتواند دو نوع واکنش رادر افرادمختلف ایجادکند.یکی برانگیختگی عاطفی ودیگری بی احساس شدن.
به عبارتی ممکن است نسبت به مسائل عاطفی واکنش های بیش از اندازه داشته باشندو یاهیچ واکنشی نشان ندهند. افرادمبتلا به استرس پس ازضربه ممکن است ازبرقراری روابط اجتناب کرده ویا درآن مشکل داشته باشند.
به علاوه آنها توانایی فکر کردن درخصوص رویدادهای عاطفی راندارند.
آنها درتمرکزکردن وبه یادآوردن خاطراتشان نیز دچارمشکل میشوندو نمی توانندبه درستی انجامش دهند.
بیشتر این علائم در کسانی که بی احساس شدن راتجربه می کنندجدی ترخواهد بود.

رابطه افسردگی و بی احساسی

افسردگی یک اختلال خلقی است ومی تواند سبب تغییرات حالات عاطفی فردشود.
بسیاری ازبیماران مبتلابه افسردگی ممکن است مدام تحت تاثیر احساسات شان قرار گرفته ودرحال غصه خوردن ویا گریه کردن باشند.
درحالیکه عده دیگری هم هستندکه ممکن است دچار بی احساس شدن،شوند.
افرادی که دچار افسردگی هستندممکن است در تنهایی خود به سر ببرندو از عشق ورزی ویا دریافت آن امتناع کنند.بیماران مبتلا به افسردگی ممکن است احساساتی مانند احساس گناه ویا عدم اعتمادبنفس داشته باشندو همچنین ممکن است در تصمیم گیری ویا تمرکز دچارمشکل شوند.
همچنین عده ای ممکن است بخواهند مدام خودرا مورد انتقادقرار دهند.
در واقع این افراد ممکن است بخواهندبرای کاهش فشاری که احساس می کنندبه نوعی خودرا دربی احساس وبی تفاوت شدن غرق کنند.

غم

هنگامی که افراد عزیزانشان را از دست می دهندغم واندوه را تجربه می کنند.
در ابتدا ممکن است دچار شوک ناشی ازحادثه شده ودر نوعی بی احساس شدن فرو بروند.
این روند تا چندین روز پس از حادثه می تواند ادامه پیدا کند.
پس از آن در صورتیکه فرد نتواند خودرا از غمی که گریبان گیرش شده است خالی کندممکن است دچار نوعی احساس بی ایمانی وپریشانی شودو بخواهد به جای فکر کردن به اتفاقاتی که برایش دردناک است دربی احساسی وبی تفاوت شدن خود باقی بماند.
این روند می تواندتامدت ها ادامه پیدا کرده وزندگی عادی فرد را دگرکون کند.
به عبارتی بی احساسی تابیش ازدو هفته می تواند دائمی شده وخطرناک باشد.

فشار روحی بیش از توان

استرس یک بخش کاملا طبیعی زندگی افراد است. اما زمانی که استرسی که فرد آن را تجربه می کند از میزان طبیعی خود فراتر برود ممکن است او را متقاعد کند که باید به نوعی بی احساس شدن را انتخاب کند تا بتواند کمی از بار فشاری که تحمل می کند کمتر کرده و خود را رها کند. ممکن است فرد در خانه یا محل کار یا دانشگاه دچار استرس شده و نتواند آن را تحمل کند.

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن