ادبیشعر

شعر سعدی

شعر شب یلدای سعدی

شعر سعدی

هنوز با همه دردم امید درمان‌ست
که آخری بود آخر شبان یلدا را

نظر به روی تو هر بامداد نوروزی‌ست
شب فراق تو هر شب که هست یلدایی‌ست

باد آسایش گیتی نزند بر دل ریش
صبح صادق ندمد تا شب یلدا نرود

روز رویش چو برانداخت نقاب شب زلف
گفتی از روز قیامت شب یلدا برخاست

سعدی

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن